داستانهای دخترک و اقیانوس
1386/06/20
آغوش
دخترک قرار نیست غرق بشه... توی آغوش اقیانوس بودن به معنی غرق شدن نیست. اگه یه روزی بفهمه داره غرق میشه از قصه ی من میره... اقیانوسم دخترک رو همینطوری دوست داره.
1386/06/15
بارون
وقتی آسمون طوسی میشه و بعد رعد و برق میشه دخترک میدونه به جای طوفان قراره بارون نم نم بباره.... میدونه قراره قطره ها دونه دونه روی سطح آب بیفتن و صداشون آرومش کنه و وقتی به افق که پشت مه قایم شده نگاه میکنه و دماغ یخ کردشو با دستش گرم میکنه میدونه که حتی اگه لباسش کم باشه هم سردش نمیشه... اقیانوس خیلی مهربونه.
1386/06/12
هدیه
دخترک هر روز بیشتر دلتنگ کودکی نگاهش میشه... همونی که به اقیانوس هدیه داده بود... اما حالا ... اقیانوس دیگه حتی وقت دلداری دادن به دخترکم نداره... تا کی دخترک قصه ی من با عروسکاش حرف بزنه؟
   1      2      3    >>